|
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم دیر گاهی است که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غمها شده ام دگر آینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم هم دم سردی یخها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام... سلام به همگی ممنون از اینکه به من سر زدید اگه واستون زحمتی نست نظر یادتون نره!!!
|
About![]()
Home
|